جانا به تیغ ابروی همچون هلال تو


جانا به تیغ ابروی همچون هلال تو

خون مرا بریز که بادا حلال تو

گاهی به مِهر و گاه به ماهت زنم مَثَل

ای بی مثال کو به دو عالم مثال تو

ما را اگر به بندگی خود کنی قبول

کِی کم شود از آن همه قدر و جلال تو

در محفلی که سرو قدان انجمن کنند

پَستند پیش قامت با اعتدال تو

گفتم بُتا، تو ماهی و دیدم نشسته ماه

هندو صفت به کنج لبت جای خال تو

چیزی نمانده است که قالب تهی کنم

پرسیده دلبرم که چگونه است حال تو




دانلود صـوت