غمایی هست که آدمو از زندگی سیر میکنه


غمایی هست که آدمو از زندگی سیر میکنه

یه روزه داغ یه جوون یه پدرو پیر میکنه

کجا بودید تو کربلا ، عصای پیریشو زدن

سریع نشست روی زمین ، تا که رسیدش به بدن

همه زنا و بچه ها ، از خیمه بیرون اومدن

نمیدونست چیکار کنه ، بدنو کامل ببره

سینه زنا کم نذارید ، شب علی اکبره

... علی علی یا ولدی ، علی علی یا ولدی ...

کشتی غمهای حسین  تو موج خون پهلو گرفت

تا که حسین اکبرو دید دستشو رو زانو گرفت

از علی کینه داشتن و با هر چی میشد زدنش

نیزه تو پهلوش زدن و به روی خاک کشوندش

اهل خِیَّم گریه کنه ، اهل حرم سینه زنه

الهی که باشه دروغ ، که جا نشد تو عباش

میریزه خون تازه از ، تَرَکای روی لباش

... علی علی یا ولدی ، علی علی یا ولدی ...

لباتو وا کن و بهم دوباره باباجون بگو

مؤذن حرم پاشو برا بابا اذون بگو

پُر شده از لخته ی خون ، اطراف یاقوت لبات

نفس نمیکِشی تو ، دیگه خاموش شده صدات

قراره تشییعت کنن ، به روی تابوت بابات

داغ تو جاش رو جگره ، ای زخم کاریِ حسین

جوونارو صدا بزن ، بیا به یاری حسین

... علی علی یا ولدی ، علی علی یا ولدی ...




دانلود صـوت
دانلود ویدئو