سیده ی شهر قم و سر تا به پا منزلتی


سیده ی شهر قم و سر تا به پا منزلتی

خواهر شاه مشهد و مظهر نور رحمتی

مثال بانوی دمشق ، تو عاشق برادری

چشم به راه برادره ، توی لحظه های آخری

دلت گرفت از غصه ها ، از این دنیای بی وفا

میگفتی زیر لب چنین ، رضا بیا رضا بیا

بیا مهتابم کنار من

بیا ماه شام تار من

بیا ببین حال زار من

... رضای من ای ، رضای من ...

نم نم اشکتون بی بی ، چکیده رو صورتتون

واسه ملاقات رضا ، اجل نداد مهلتتون

گریز روضه ی شما ، روضه ای از اسارته

گریه ی صاحب الزمون ، واسه همین عبارته

اسیری قسمتت نشد ، شکسته حُرمتت نشد

مثه قد زینب بی بی ، خمیده قامتت نشد

ندیدی بر روی نیزه ها

چهل منزل در بر اعداء

سر خونین برادر را

... حسین جانم ای ، حسین جانم ...

روزی که اومدی به قم ، به اونجا بخشیدی حیات

تموم مردم اومدن ، با سلام و با صلوات

کسی بهت طعنه نزد ، از دوریِ برادرت

بهت نزد زخم زبون ، کسی نکرد مکدرت

از بالای مناره ها ، کسی نزد سنگ جفا

خدارو شکر نبُردنت ، تو مجلس نامَحرما

خرابه ها منزلت نشد

غم معجر مشکل نشد

و کَعب نِی قاتلت نشد

... امان امان از دل زینب ...




دانلود صـوت
دانلود ویدئو