منم زینبی که غریبیتو دیدم


منم زینبی که غریبیتو دیدم

تو یک نصف روز از زمونه بریدم

تو میدونی داداش که من چی کشیدم

چجوری به دور حرم میدویدم

تمام امیدم یهو نااُمید شد

که باد مخالف وزید و شدید شد

تو گرد و غبارا تنت ناپدید شد

موهامو میبینی همونجا سفید شد

که دیدم به دورت عدو حلقه بسته

یکیشون با چکمه رو سینت نشسته

دیدم قاتلت رو که خنجر به دسته

صدام میزدی با دهان شکسته

... زینب برو حرم اینا رحمی ندارن ...

... جلو نیا تورو خدا رحمی ندارن ...

تو و قتلگاهی که دیدم سر آخر

چی اومد سر تو ، تو قلب یه لشکر

تو و شیب تندی که افتادی با سر

تو و تیغ کندی که دیدم رو حنجر

همون روضه ای که گلوتو بریدن

با سَرنیزه هاشون تورو میکِشیدن

من و مادرت رو گمونم ندیدن

که با مرکباشون به روت میدویدن

... ای کشته ی مقطع الأعضا حسینم ...

... ای پیکر پاشیده ی صحرا حسینم ...

چی از تو گذاشتن به جز تکه جامت

یه تکه عبا و یه تکه عمامت

همون تکه پیرهن همیشه باهامه

گاهی روی سینم ، گاهی رو چشامه

واسه زخم سینم همین التیامه

اگه سخته واست نمیدم ادامه

تحمل کن اینو که حرفم تمامه

میخوام غیرتی شی آخه حرف شامه

صدای رقیه ست که تو ازدحامه

داره میگه آی زجر بزن از خدامه

بگم از سنان که مغیره مرامه

یزیدی که فکر یه بزم حرامه

... سالار زینب من فقط دارم سوالی ...

... زینب کجا بزم یه عده لااُبالی ...




دانلود صـوت