رفته بودم به زیارت که حرم گفت حسین


رفته بودم به زیارت که حرم گفت حسین

تا شنیدم همه ی دور و برم گفت حسین

مادرم نام حسن را به من آموخته بود

با دلی سوخته اما پدرم گفت حسین

روضه خوان داشت زِ بی آبی طفلان میگفت

وسط روضه ی تو چشم ترم گفت حسین

همچو ققنوس نشد قسمت من قله ی قاف

سوختم در غم تو بال و پرم گفت حسین

روزه بودم وسط روز ترک خورد لبم

تا عطش کارگر افتد جگرم گفت حسین

من حسینی شده ی روز الستم انگار

چون خداوند به بالای سرم گفت حسین

در کریمانه ترین حالت خود هست گدا

هر کسی پیش تو از جود و کرم گفت حسین




دانلود صـوت