چشاشو به چشام دوخته با یه نگاه افروخته


چشاشو به چشام دوخته،  با یه نگاه افروخته

یه نانجیب منو دیده تو خیمه های نیم سوخته

من و غم و مریضی و درد ، من و یه روی خاکی و زرد ، گریه و آه شده کارم

منی که زار و خسته شدم ، با وجود غمای خودم ، غصه ی عمه رو دارم

دلم از این قبیله شکست ، سر بابام رو نیزه نشست ، من تو مریضی هم باشم

خدایا فرصتی بده که ، توون و همتی بده که ، بتونم از تو جام پاشم

کوفه به ما وفا نداره ، غریبیمون دوا نداره

... واویلتا آه و واویلا ، واویلتا آه و واویلا ...

قراره این حرومی ها واسه اذیت ماها

کاروون اسیرا رو ببرن از تو این صحرا

میرم ولی نمیره پاهام ، میرم بسوی کوفه و شام ، رو شترای بی محمل

برای پای آبله دار ، برای ریگ و آتیش و خار ، ناله کن و بسوز ای دل

نداره چشم من دیگه خواب ، میبرنم تو بزم شراب ، کجایی ای عمو عباس

ولی دلم به این خوشه که ، تو این مسیر با این قافله ، سر بابام کنار ماست

پاهامونم که نا نداره ، غریبیمون دوا نداره

... واویلتا آه و واویلا ، واویلتا آه و واویلا ...

لاله ی آشنا دارم ، به روضه ها وفا دارم

مدینم اما یک عمره عزای کربلا دارم

دلم میسوزه هر شب و روز ، این همه سال گذشته هنوز ، فکر غریبیِ شاهم

یاد یل دلامورمو ، یاد علی اکبرمو ، یاد گلوی شیش ماهم

بشم فدای اسم پدر ، هنگام دفن جسم پدر ، منو بریده انگشتش

خرابه دل رو آتیشی زد ، سر بریده ای که اومد ، خواهر سه سالمو کشتش

همش میگفت بابا نداره ، غریبیمون دوا نداره

... واویلتا آه و واویلا ، واویلتا آه و واویلا ...




دانلود صـوت

دانلود ویدئو