از روزگار قسمت اگر این خرابی است


از روزگار قسمت اگر این خرابی است

شکر خدا که تربت ما بوترابی است

از بس علی علی زِ لبم چکه میکند

یکسر تمام پیرهن من شرابی است

خورشید نَه جمال علی نقش سینه است

روزم که هیچ هر شب من آفتابی است

یک ذره از محبت مولا قیامت است

آری حساب عاشق او بی حسابی است

جز رو به مرتضی دل ما رو نمیزند

تا مرتضاست مرد که زانو نمیزند


شاعر : حسن لطفی




دانلود صـوت