کمتر بزن سر ، ای سینه بر دل
زمینه – شهادت حضرت زینب (س) 1404
هیئت حضرت ام المصائب بابل
کمتر بزن سر ، ای سینه بر دل
من با حسینم منزل به منزل
پیوسته بودم چون موج و ساحل
آن دم بُریدم من از حسین دل
کآمَد به مقتل شمر سیه دل
... ای وای از این دل ...
شد شام تاریک صبح سپیدم
شور قیامت بی پرده دیدم
ناگه صدای پایی شنیدم
او میدوید و من میدویدم
او روو به مقتل من روو به قاتل
... ای وای از این دل ...
بار سفر چون از خیمه بستم
من خانه بر دوش ، من دل به دستم
بُغض گلو را آخر شکستم
او مینشست و من مینشستم
او روی سینه ، من در مقابل
... ای وای از این دل ...
چون شب سیه شد صبح سپیدم
در خاک و خون بود عشق و امیدم
خون گریه کردم از آنچه دیدم
او میکشید و من میکشیدم
او خنجر از کین ، من ناله از دل
... ای وای از این دل ...
من کز صبوری شور آفریدم
جام بلا را با جان خریدم
پیراهن صبر بر تن دریدم
او می بُرید و من می بُریدم
او از حسین سر ، من از حسین دل
... ای وای از این دل ...
شاعر : محمدجواد غفور زاده
