فکر نمیکردم که گناه منو ازت دورم کنه
سنگین (نماهنگ) – جلسه هفتگی 1404/10/03
هیئت بین الحرمین طهران
فکر نمیکردم که گناه
منو ازت دورم کنه
منو ازت بگیره و
وصله ی ناجورم کنه
کاش توو فراقت آخرم
این گریه ها کورم کنه
نامه برات نوشتم بازم با چشمای خیس
بدونِ تو عزیزم دنیا دیگه قشنگ نیس
من دردم تو مرهمی
با تو دارم عالمی
پاییزم بهارمی
تو دار و ندارمی
... یابن الزهرا العجل ...
نَشکوا اِلَیکَ از دلی
که تَحبِسُ الدعاء شده
شبیه طفلی که دیگه
از صاحبش جدا شده
سهم من این روزا فقط
گریه ی بیصدا شده
اگه یه روز بیاد و از چشمِ تو بیفتم
دق میکنم میمیرم یه وقت نگی نگفتم
برگرد ای قرار من
ای نورِ دل همه
پرچمدار مجلسِ
روضه های فاطمه
... یابن الزهرا العجل ...
خورشیدِ پشت ابرِ من
آخه تا کِی در به دری
آرزوهام رفته به باد
بازم من و خون جگری
این جمعه هم گذشت ولی
از تو نیومد خبری
هر گوشه ای بلنده صدای آه مظلوم
بیا به حق طفلی که شد بُریده حلقوم
ماه شام تار من
یار شَه سوار من
ای خواب و خیال من
با تو خوبه حال من
... یابن الزهرا العجل ...
شاعر : علیرضا عابدی
