مَنِ الّذی أیتَمَنی روی لبهام


مَنِ الّذی أیتَمَنی روی لبهام

یه دنیا درد و دل دارم برا بابام

شبای تنهایی تنها ، خیره میشم به ستاره

لباس پارم فدای این لبای پاره پاره

دل خوش بابا نباشه ، یه دل غمگین که دارم

سفره ی رنگین نباشه ، صورت رنگین که دارم

... مَنِ الّذی أیتَمَنی ، بابا جونم بابا جونم ...

بابا فقط به تو میگم چون عزیزی

خواهرمو یکی میخواست به کنیزی

نگامون کردن تو این شهر ، همه به چشم حقارت

مرده بودیم بهتر از این ، بود که باشیم تو اسارت

دیگه زهرای سه سالت ، همه ی موهاش سفیده

دست به دیوارا میگیره ، راه میره اما خمیده

... مَنِ الّذی أیتَمَنی ، بابا جونم بابا جونم ...

مَنِ الّذی خَضَبَکَ بِدِمائِک

میخوام که آسمونی شم روی پرهای ملائک

دختر تو هر شب از درد ، رو خاکا صورت میذاره

بابا این زجر نیست مغیره ست ، دستای سنگینی داره

بابا دادن مارو جا به کنج تاریک خرابه

خیلی بیداری کشیده ، دخترت میخواد بخوابه

... مَنِ الّذی أیتَمَنی ، بابا جونم بابا جونم ...




دانلود صـوت