علیست مرغ حق و کعبه آشیانه ی اوست


علیست مرغ حق و کعبه آشیانه ی اوست

خدا هر آنچه ببخشد علی بهانه ی اوست

هر جا روم به عشق علی گفتگو کنم

هر جا روم زِ عشق علی جستجو کنم

شَهدَم دهید لب نزنم جز به نام وی

زهرم دهید به یاد رخش در گلو کنم

روزی پیمبر به حجره ی زهرا رسید و گفت

اول خوش است از گل روی تو بو کنم

پرسید حال دختر و بوسیدش آنچنان

یعنی تو را زِ باغ وجود آرزو کنم

زهرا شکسته خاطر و افسرده حال گفت

خواهم که شِکوه ی دل روبرو کنم

ای جان من زِ چه این بار زِ اِبن عَم

نامی نبرده ای کَز نفست بوی او کنم

علتیست در این امر زِ من مرنج

کاری که من اراده نمایم نکو کنم

چون از سفر آمدم وضویی نداشتم

حاشا که ذکر نام علی بی وضو کنم

نوشته است سَمَک علَی السَماء یا علی مدد

اگر حلال زاده ای تو شیر پاک خورده ای

بگو تو با صوت جلی لعنت به دشمن علی

شمع و گل و پروانه علی میگویند

مرغان چمن سَیَنجَلی میگویند

اعضای وجود ما چو مرغان هوا

الله و محمد و علی میگویند




دانلود صـوت