بر دوش خویش میکشد عیسی صلیب را


بر دوش خویش میکِشد عیسی صلیب را

یوسف نشسته تا که ببیند حبیب را

ایوب طاقتش شده طاق از غم حسین

دارد شروع میکند أمن یجیب را

موسی به کوه طور اقامت گزیده است

وقتی شنید قصه ی شیب الخضیب را

گویا خلیل نام تو آورده بر زبان

آتش نشانده از ادب آن دم لهیب را

جبریل رفته کرب و بلا بازگشته و

آکنده در فضای بهشت عطر سیب را

پیغمبران به ماتم و غم نوحه میکنند

در آسمان عزای امام غریب را

درمان ما به دست علمدار کربلاست

باید خبر کنید فقط آن طبیب را




دانلود صـوت