مینویسم که مرا غیر علی یاری نیست


مینویسم که مرا غیر علی یاری نیست

در دو عالم به جز او سید و سالاری نیست

در دلم غیر تولای علی کاری نیست

در جهان غیر علی امر دگر جاری نیست

مینویسم که پناهنده ی حیدر هستم

اوست سلطانم و من بنده ی حیدر هستم 

پدر و مادر من خوب امانت دارند

از ازل تا که مرا حب علی بسپارند

عهد کردند که دست از همه کس بردارند

به خدا غیر علی از همه کس بیزارند

یاد دادند به من هر نفس آن پاک دلان

لعنت آل پیمبر به فلان و به فلان 

هر که با آل علی نیست یقین با ما نیست

اوست یکتا و به جز فاطمه اش همتا نیست

حائلی بین خدا و علی و زهرا نیست

جز عبودیت حق فرق دگر اینجا نیست

علی آن آب حیات است که دل خانه ی اوست

دل توحیدیِ ما واله و مستانه ی اوست 

همه آنان که دلی مست و پریشان دارند

سَر و سِر سحری با شَه خوبان دارند

باده ی ناب علی بر لب عطشان دارند

لب خندان ، دل شادان ، رخ گریان دارند

ذات معبود علی ، ساجد و مسجود علیست

در دل کعبه همان کعبه ی مقصود علیست 

هر کسی دین علی دارد و دنیای ثواب

روز را در صف حرب است و سحر در محراب

با یتیمان و اسیران و غریبان بیتاب

پیش طاغوت چنان موج خروشان در آب

پیش مظلوم علی خاضع و خوش رفتار است

در بر ظلم اَشداء علی الکفار است

در شبستان علی بال و پری باید ریخت

در پی هر قدمش جان و سری باید ریخت

وسط معرکه هایش سپری باید ریخت

در حمایت زِ ولایت هنری باید ریخت

کربلای همه ی اهل هنر در راه است

هر کسی کرب و بلایی نشود گمراه است

 

از روزگار قسمت اگر این خرابی است

شکر خدا که تربت ما بوترابی است

از بس علی علی زِ لبم چکه میکند

یکسر تمام پیرهن من شرابی است

خورشید نَه جمال علی نقش سینه است

روزم که هیچ هر شب من آفتابی است

یک ذره از محبت مولا قیامت است

آری حساب عاشق او بی حسابی است

جز رو به مرتضی دل ما رو نمیزند

تا مرتضاست مرد که زانو نمیزند


شاعر : محمود ژولیده

شاعر بند آخر : حسن لطفی




دانلود صـوت